فان
طرح ویژه طنز کاریابی برای بیکاران
طرح ویژه طنز کاریابی برای بیکاران به گزارش پارس ناز : گروه اقتصادی: سعید هوشیار درستون طنز روزنامه قانون نوشت:
دولت اعلام کرده که 5/2 میلیون نفر بیکار داریم. برای خروج از بحران بیکاری چند راهکار داریم.
راه اول
بیکاران عزیز میتوانند از فرصت به دست آمده در انتخابات مجلس استفاده کرده و جذب بازار کار شوند. تنها لازم است دست خود را دراز کرده و کاندیدای مجلس شوند. با یک سرمایه اولیه اندک میتوانید وارد مجلس شوید و از مزایای آن بهره مند شوید. بالاخره یک عرصه ای باز است و باید استفاده کرد!
راه دوم
با یک حرکت ژان گولرانه میتوانید به برنامه ماه عسل راه پیدا کرده و از شهرت به دست آمده استفاده بهینه کنید. راههایی که ما برای ورود به برنامه ماه عسل پیشنهاد میکنیم:
1-رفتن زیر کامیون و بعدش انجام رقص محلی.
2-ازدواج با فردی 60 سال بزرگ تر یا کوچک تر از خود.
3-خوردن وایتکس و سپس انجام رقص محلی و خواندن سرود.
4-پرت کردن از طبقه 12 برج به پایین و گفتن این جمله که «تو حاضری واسه عشقمون چیکار کنی؟»
5-مسافرت با پراید به کل اروپا و آسیا!
6-پیدا کردن پدر و مادر گمشدهتان. اگر هم گمشده ندارید، سعی کنید که گم شان کنید و دوباره پیدا کنید.
7-انجام مناظره با تعدادی از نگرانان هستهای به مدت 3 روز متوالی! این موضوع باعث میشود که حتی شما به صدر تلکسهای خبری معتبر هم بروید.
8-تمرین کردن برای ماندن زیر آب به مدت 5 دقیقه!
9-ازدواج با فردی که دلی بزرگ دارد. اساسا داشتن دلی بزرگ در هر زمینهای موجب ورود شما به برنامه ماه عسل میشود.
10-خوردن تبلت و گوشی و لپتاپتان و سپس پشتک، وارو، دو وارو جمع.
11-توانایی گفتن «اسب حیوان نجیبی است» از انتهای معده!
12-بریدن دماغتان برای عمل زیبایی و سپس پشیمانی!
13-گشتن به دنبال برادر دوقلویتان! ندارید؟ مهم نیست! بگردید، اگر مدت زمان جستجوی شما زیاد باشد و در انتها به نتیجهای هم نرسد، خودش موجب ورود به این برنامه میشود.
14-گریه!
راه سوم
کمی حرفهای قشنگ و معنیدار بزنید و سعی کنید که حرفهایتان را در اینترنت پخش کنید، سپس منتظر صدا و سیما باشید تا با شما تماس بگیرد. تاکنون بیش از 100 نفر از مهمانان برنامههای زنده صدا و سیما از همین طریق جذب بازار کار شدهاند.
راه چهارم
یک حرکت عجیب انجام دهید و سپس ویدیوی آن را در یوتیوب و وایبر و تلگرام پخش کنید! سپس منتظر بازی در سریالهای صدا و سیما شوید. مثلا «شیب، بام و…» و یا «تک دیل من رو بریدی!» و…
راه پنجم
فیلمسازی کنید! ایرج ملکی؛ شاعر سینما، راهش را از همین مسیر شروع کرد. او را پدر سینمای پست مدرن ایران میدانند! شما نیز میتوانید همین راه را پیش بگیرید!
راه ششم
کارشناسان راه ششم را پردردسرترین و خطرناکترین میدانند! این راه جستجو برای کار و شغل است! از آنجایی که به نتیجهای نمیرسید و بر عبث خواهید پایید (فعل آینده از مصدر عبث پاییدن)، بی خیال این راه شده و همان راههای بالا را امتحان کنید.
دختره خوب دیگه!!......................................................................................

دختره دیگه چه میشه کرد؟
بعله از اتاق فرمان اشاره میکنن که پسر است ، فقط شبیه دختراست
دختر است دیگر
گاهی دلش میخواهد هنگام رانندگی تیر برق را نبیند !
********************************************
استاد است دیگر
دلش میخواهد ۸ بدهد
********************************************
دختر است دیگر…
پسوورد فیس بوکش شماره تلفن خونشون بوده
الان هر چی میزنه باز نمیشه
میگم چی میزنی مگه؟
میگه مگه ۳نیومده جلو شماره ها؟
گناه داشت;
گذاشتم تو فاز خودش بمونه.
********************************************
دختر است دیگر گاهی دلش می خواهد بزند فک همه را پایین بیاورد
ولی زورش نمی رسد مجبور است ۲بهم زنی کند:))
********************************************
دختر است دیگر……
باید در هر خانه ای حضور داشه باشد تا مانند مگس ویزویز کند که : من چی بپوشم؟
********************************************
دختر است دیگر گاهی دوست دارد دوست پسر خود را با یک ارایش دیگر امتحان کند
********************************************
دختر است دیگر .
باید با طرز حرف زدنشان آشنا باشی پس سریع برو چینی یاد بگیر که سال ۱۴۰۰ چینی حرف میزنن 
یا اینکه براش بالا بالا بخر کار کنه یاد بگیره ^_^
اینم طرز حرف زدنشون : جیتولی ؟ خوجل موجل ! عجیجم
خوجلم 
سال ۱۴۰۰ اینجوری حرف میزنن جیبیلم ، جولبولم ، جیلیبیلی 
********************************************
دختراست دیگردلش میخواهدباوجودداشتن مخاطب خاص
آبجی همه باشددرشرایط خاص
********************************************
شرایط خاص:بهم زدن بامخاطب خاص ومخاطب خاص شدن داداش!!!
اینادیگه چه موجوداتی هستند!!!
********************************************
دختر است دیگر گاهی دلش میخواهد بدون ارایش دوست پسر خود را امتحان کند
********************************************
خواهر من است دگر نخ دندون گیر نیاره با موش دندونانوشو نخ میکنه!!!!
********************************************
خواهر است دیگر………
.گاهی دلش میخواهد برادرش به سربازی برود تا ۲ سال از شرش خلاص شود!!!!!!
********************************************
دوست دختر قبلی ارمین است دیگر…….
گاهی دلش میخواهد کمر ارمین را بشکند و ارمین اهنگ جدیدی بخواند……..
********************************************
دختر است دیگر…..
گاهی دلش دوست داشتن های الکی میخواهد…!
حلا دادا شما مسقرش کن….!
********************************************
دختر است دیگر….
ابروهاش شبیه کتلک و موکت پالازه استاتوس زده….”ابرو کمون”
فامیل دور : من دیگه حرفی ندارم…
********************************************
دختر است دیگر
هیکلش مثل گاو صندوق بانک مرکزی می مونه، یه مانتو تنگ پوشیده تمام شکمش مثل صفحات کتاب کلیله و دمنه برگ برگ اومده رو هم !
خوب لامصب استیلشو نداری مگه مجبوری؟
استایلت شبیه کیک هفت طبقه شده!!
********************************************
دختر است دیگر
گاهی هوس میکند ازدواج کند اما لامصب خواستگار نیست!!!!!!!
واس ماس...................................................................................................................


خدایا دیگران را داده ای پول
تنی رنجیده و بیمار، واس ماس
به دست دیگران گل های رنگی
ولیکن درد و زخم خار، واس ماس
برای دیگران حور بهشتی
خطرهای عذاب النار، واس ماس
یکی را می دهی طاووس و طوطی
ولی دندان و نیش مار، واس ماس
به روی بام ایشان، باز شاهی
رتیل و گربه بر دیوار، واس ماس
بقیه غرق شادی و سرورند
ولیکن ماتم بسیار، واس ماس
گروهی مالک آب حیاتند
ولی گنداب آب انبار، واس ماس
گرفتند و نهان کردند و خوردند
تعارف کردن و ایثار، واس ماس
برادرهای مردم جمله شاغل
گروهی لشکرِ بیکار، واس ماس
به آن ها بال اندر بال دادی
همیشه بارِ روی بار، واس ماس
دمادم سرخوش و سرگرم سورند
همه بدبختی و ادبار، واس ماس
به آن ها امتیازات و هدایا
شکایت نامه و اخطار، واس ماس
به ایشان دوستان خوب دادی
رفیقِ دزد و آدم خوار، واس ماس
نصیب دیگران باران و برف است
ولی گَرد مصیبت بار، واس ماس
شراب و شیر و شربت سهم آنهاست
چرا پس قهوه ی قاجار، واس ماس؟
ظریفانه ظریف آن کار را کرد
انرژی هسته ای این بار، واس ماس؟
ببین تخم طلایش مال آنهاست
از آن «مرغ سحر»، منقار واس ماس»
صفحه اجتماعی جواد رضویان
درس گرفتن بچه شتر از مادرش.........................................................................................

طنز درس گرفتن یک بچه شتر از مادرش
میگویند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت و گویی به شرح زیر صورت گرفت:
بچه شتر: «مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا میتونم ازت بپرسم؟»
شتر مادر: «حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟»
بچه شتر: «چرا ما کوهان داریم؟»
شتر مادر: «خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمیشود بتوانیم دوام بیاوریم.»
بچه شتر: «چرا پاهای ما دراز و کف پای ما گرد است؟»
شتر مادر: «پسرم، برای راه رفتن در صحرا داشتن این نوع دست و پا ضروری است.»
بچه شتر: «چرا مژههای بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقتها مژهها جلوی دید من را میگیرد.»
شتر مادر: «پسرم، این مژههای بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشمها ما را در مقابل باد و شنهای بیابان محافظت میکنند.»
بچه شتر: «فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژههایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شنهای بیابان است.»
بچه شتر: «فقط یک سوال دیگر دارم.»
شتر مادر: «بپرس عزیزم.»
بچه شتر: «پس ما در این باغ وحش چه غلطی میکنیم؟»
مهارتها، علوم، تواناییها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید. پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید؟
طنز 10 دلیل جالب آفرینش زن ها توسط خداوند





2- خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده.
3- خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!
4- خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. …
5- خدا میدونست كه آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره
6- خدا می دونست ادم ،آدم بشو نیست
7- خدا میدونست كه مانند یك باغبون ، آدم برای پیدا كردن ابزارهاش نیاز به كمك داره
8- خدا میدونست كه آدم به كسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره
9- همونطور كه درانجیل آمده است : برای یك مرد خوب نیست تنها بماند و به عنوان دلیل شمار ه یك
10- خدا به آدم نگاه كرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق كنم….
طنز سیر مرد سالاری در ایران..........................................


حوالی سال 1230 ه.ش:
مرد: دختره ی خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا” اگه نكشمت خودم كشته میشم!
زن: آقا، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده!
مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!)
زن: آقا خدا سایه ی شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه.
نیم قرن بعد ، سال 1280:
مرد: واسه من میخوای بری مدرسه درس بخونی؟! میكشمت تا برات درس عبرت بشه! یه بار كه مردی دیگه جرات نمیكنی از این حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر من بود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده! حالا چی؟
زن: آقا، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده میگیرهها! یه شكری خورد. دیگه از این شكرها نمیخوره. قول میده!
مرد (با نعره حمله میكنه طرف دخترش): من باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد میكشمت!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگه داره.
یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1330:
مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دختره ی چشم سفید حالا میخوای بری دانشسرا؟! میخوای سر منو زیر ننگ كنی؟ مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) میكنم!
زن: آقا، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته میكنین!
مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینو امشب نكشم دیگه فردا نمیتونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كنی!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه.
حوالی سال 1360:
فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگه اینكه برای این بی آبرویی از روی نعش من رد بشی!
زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه س نمیفهمه. دوستاش یادش دادن این حرفا رو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه.
همین چند سال پیش ، سال 1380:
مرد: كجا؟! میخوای با تكپوش (از این مانتو خیلی آستین كوتاها كه نیم متر هم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا میكنن!) و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! میكشمت! من، تو رو، میكشم!
زن: ای آقا، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا”)
مرد: من اینطوری نیستم! این امروز كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگیره! دختر، لااقل یه كم اون شلوارو پائینتر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه، نه، نمیخواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!
چند سال بعد ، سال 1390:
مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه، گفتی دوره ی این امل بازیها تموم شده، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچه داری كنم؟!
زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزین و جریمه ی ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. من دارم با دوستام میرم باشگاه بولینگ! خدا سایه ت رو فعلا” رو سر ما نگه داره!
چند سال بعد ، سال 1400:
دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم، ماشین بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم میخوام. میخوای بری بیرون پیاده برو!
زن: دخترم، حالا بابات یه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت میپره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر میشه! اوه مامی، باباتم قول میده دیگه از این حرفا نزنه!
(بالاخره با صحبتهای زن، دختر خونه از خر شیطون پیاده میشه و بابای گناهكارشو میبخشه!)
زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشیدی!
دو قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1430:
زن: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی! مثلا” بین دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اینهمه سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون، حالا با این علم جدید و تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شما مردها از این كارا بكنین! اصلا” مگه نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟
مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم!
زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم!
نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بیمارستان به خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من، یعنی سایه ی تو تا به دنیا آوردن چند تا بچه ی دیگه هنوز بالای سر ماست؟
آینده ای نه چندان دور ، سال 1450:
چند تا مرد دور همدیگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك میكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره… میگن هدف این جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضایع شده ی مردهاست!
– حق با جمشیده… ببینین این زنها چقدر از ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونه ی بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و خیاطی یاد بگیریم و توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون میدن و زنمون هم استثمارمون میكنه!
– خدا كنه این حركت به یه جایی برسه. میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم.
– آره… خب داشتم می گفتم… اسم این جنبش سیبیلیسمه و اعلامیه هاش هر شب ……..
در این هنگام به علت ورود خانم یكی از مردها ، بحث به زیاد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشیده میشه!
زن: زود باشین تمومش كنین دیگه! چقدر فس میزنین! اوی ، درست تمیز كن! من نمیدونم این سایه ی لعنتی شما تا كی میخواد روی زندگی ما بمونه؟!
حوالی سال 1530 ه.ش:
رادیوی سراسری، موج تله پاتی (صدای یه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزیز را در جریان آخرین اخبار دنیا قرار میدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس، دقایقی قبل سایه ی آخرین نمونه ی بازمانده از جنس مرد از روی كره ی زمین محو شد!
پس از پایان عمر این موجود از گونه ی مردها، از این پس نام و تصویر این مخلوقات را فقط در وب پیج های تاریخی و باستان شناسی می توانید رویت نمایید. ساعت نه و پانزده دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دینگ دینگ!
طنز فوق العاده خنده دار عروس کم توقع.....................

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم در کل دختر نازی ام!اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی،فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی …!اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند”داماد سر است!” و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود !
اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم !اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد !
اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای !اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید… جلوی چشم همه هم که نمیشود !
اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا “به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است”؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی !و بالاخره….اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری وعشقمان فارغ ازرنگ و ریای مادیات است !
طنز خواندنی شباهت خنده دار پسرا با سوسک

حتما میپرسید چرا پسرا و چرا با سوسک؟؟؟؟؟
میگم خدمتتون
1.دقت کردین بعضی سوووسکااا گیر میدن بهت هرچی با دمپایی میزنی تو سرشون بیشتر میان طرفت!!!!
2.دیدین سوسک ها چقدر سگ جونن لهشون میکنی ولی هنوز شاخکاشونو تکون میدن خووووووووب تا اینجا فک کنم منظورمو گرفته باشین!!!!
خوب میریم سراغ بقیه ی شباهت ها
3.مدل مووووووووو های پسرااااااا (با وجود تنها 2 تار مو!!! همونو با کلی چسب و تافت و … سیخ می کنن)
4.سوووسک موجود چندشیه (مثل پسر ها که خیلی چندشن)
5.سوسکااا رو هیچکی دوست نداره (البته من به استثنا ها کاری ندارم کلی گفتم)دقیقا مثه پسر هاااااااا
6.سوسک تنها حشره ایه که خوشگلش پیدا نمیشه!!! مثل پسر که نسل خوشگلاش منقرض شده!!!
7.میگن سوسکااا خیلی پیچیدن و محققا هنوز از زندگیشون سر در نیاوردن درست مثل پسر جماعت که هیچ وقت نمیفهمی پشته ای قیافه یه زشتش چیه!!!!بس که موزیییییییییی ان
خوب فکر کنم به اندازه ی کافی دلیل اوردم واسه اینکه شما دختران محترم شباهت زیااااااااااد بین این دو موجودو بفهمین پس الان میشه به یه نکته اشاره کرد
واسه من سواله
که چرا دخترا با دیدن سوسک جیییییییغ میزنن و در میرنولی با دیدن یه پسر…..نه واقعا خیلی واسم جالبه !!!!؟؟؟؟
یه سوال دیگه
چرا پسر ها با وجود این همه شباهت سوسک های بیچاررو میکشن (خیلی راحت)
آقا پسر های محترم !!!!
متن طنز درباره مرد ها بعد ازدواج

1) زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟
روز زن
1)زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک شاخه گل کافیه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟(
1) زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
2) مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد(
40 روز بعد از تولد بچه
1) زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه
است)
1)زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
2)مرد :یعنی دیگه کیک نخوریم
2 ثانیه قبل از مرگ
1) زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه
وصیت نامه
1) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم
تمام زندگی ام را!!
2) مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید
اون دنیا
1)زن : خطاب به فرشته ی مسول :خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه
عزیزم , خدایا به خاطر من(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت(((
2)مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن
طنز دانشگاه برای خاستگاری
روز اولی كه من دانشجو شدم و به دانشگاه رفتم شماره ی كلاس را از روی برد دیدم و به سمت کلاس رفتم، توی كلاس هیچ كس نبود، فقط یك پسر نشسته بود. وقتی پرسیدم «كلاس ادبیات اینجاست؟» خندید و گفت:بله، اما تشكیل نمی شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه یكی دو هفته ی اول كه كلاس ها تشكیل نمی شود و خندید.
با اینكه از خندیدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسید كه ترم یكی هستید یا نه. گمانم می خواست سر صحبت را باز كند و بیاید خواستگاری؛ اما شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم زیاد نخندد!
***
دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را دیدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شاید دوباره می خواست از من خواستگاری كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:”دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بودید؟” یكی از پسرهای كلاس گفت:«لابد ایشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاری كند، هیچ وقت جوابش را نمی دهم چون شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم زیاد طعنه نزند!
***
چهارشنبه:امروز صبح قبل از اینكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كیك و ساندیس گرفتم او هم از من پرسید كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زیاد جوابش را ندادم. به نظرم می خواست از من خواستگاری كند، اما رویش نشد. اگر چه خواستگاری هم می كرد، من قبول نمی كردم؛ آخر شرط اول من برای ازدواج این است كه تحصیلات شوهرم اندازه ی خودم باشد!
***
جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشی را كه برداشتم، پسری گفت: خانم میشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهمیدم منظورش چیست اول از سن و درس و كارش پرسیدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمی دانم چی شد یخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمی شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من برایازدواج این است كه شوهرم خجالتی نباشد!
***
سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد می كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوی مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره دیدمش. این دفعه كه به مغازه اش بروم می گویم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بیچاره از بلاتكلیفی دربیاید، چون شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم گیر نباشد!
***
سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نباید به فكر ازدواج باشم. گفت كه می خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتی كه او نخواهد ازدواج كند دیگر جواب تلفنش را نمی دهم، بعد هم گوشی را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم می كرد، ولی شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!
***
چهارشنبه:امروز یكی از پسرهای سال بالایی كه دیرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهی كرد، من هم بخشیدمش. به نظرم می خواست از من خواستگاری كند، چون فهمید من چه همسر مهربان و با گذشتی برایش می شوم؛ اما من قبول نمی كنم. شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسی تنه نزند!
***
جمعه: امروز تمام مدت خوابیده بودم؛ حتی به تلفن هم جواب ندادم، آخر باید سرحرفم بایستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواب تلفنش را نمی دهم. شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم مسئولیت پذیر باشد!
***
دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كیك و ساندیس گرفتم. وقتی گفتم دو تا، بلند پرسید چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هایش كه تو هم رفت فهمیدم كه غیرتی است. حالا مطمئنم كه او نمی تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم غیرتی نباشد، چون این كارها قدیمی شده!
***
پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمی كنم؛ چون شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم هی مرا امتحان نكند!
***
دوشنبه: امروز روز بدی بود. همان پسر سال بالایی شیرینی ازدواجش را پخش كرد. خیلی ناراحت شدم گریه هم كردم ولی حتی اگر به پایم هم بیفتد دیگر با او ازدواج نمی كنم. شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم وفادار باشد!
***
شنبه: امروز یك پسر بچه توی مغازه ی اصغرآقا بقال بود. اول خیال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هی بابا بابا می گفت. دوزاریم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم زن دیگری نداشته باشد!
***
یكشنبه: امروز همان پسری كه روز اول دیدمش اومد طرفم. می دانستم كه دیر یا زود از من خواستگاری می كند. كمی كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم “ساناز” خواستگاری كنم و اجازه بگیرم كه كمی با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من برای ازدواج این است كه شوهرم چشم پاك باشد!
***
ترم آخر : امروز هیچ كس از من خواستگاری نكرد. من می دانم می ترشم و آخر سر هم مجبور می شم زن اكبرآقا مكانیك بشوم…
طنز کلاس گذاشتن دخترا............................
فقط جنبه طنز داره.پسرا جوگیر نشنا!!!!!!!!!!!!!!
1.باباش کارخونه داره ! ۲۵۰۰ تا کارگر دارن , ماهی چند میلیون پول تو جیبی می گیره از باباش !
حقیقت : باباش کارمند جز تو یهاداره ی پیش و پا افتاده است , حقوقش کلا ۲۵۰ هزار تومنه که اونم ۱۵۰ هزارتومنش قسط خونه و یخچال فریزر و این صحبتاست ! ۱۰۰ هزار تومن می مونه براشون ماهی!!
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
۲ . بس که خونشون بزرگه ! (مکان : تهرانیا … نیاوران,جردن,… تبریزیها : دخترای تبریز که همشون بچه ولیعصرن!! فکر کنم وسط شهر و پایین شهر دختری وجود نداشته باشه. از هر دختر تبریزی بپرسی بچه کجایی ؟ می گه : ولیعصر – همافر!! , من نمیدونم تو یه فلکه مگه چند تا خونواده زندگی می کنن),وقتی می خواد از اتاقش بره آشپزخونه و برگرده, نفس نفس می زنه ! خونشون دیگه رو متر مربع نیست … با هکتاره !!! یکی هم همش صداش می کنه ! پیشخدمتشونه
حقیقت : خونشون (تهران – شوش . تبریز – ۴۰ متری ) , ۷۵ متری و اجاره ! اونیم که صداش میومد مامان بزرگ پیرشه , نه پیش خدمتشون
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
۳ . ۳ تا ماشیندارن … Murano 2009 , BMW 740i , Benz S350 که تو پارکینگ کارخونشون پارکه ! ولی باباش چون می ترسه دخترشو بدزدن! ، براش پراید صندوق دار مدل75 خریده که کسی نفهمه مایه دارن !! آخه یهو دارایی هم بهشون گیر می ده !
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
۴ . سرگرمی هاش :سفر به آنتالیا و اقامت تو بهترین هتلش ، پارتی گرفتن تو خونه ی بزرگشونهو وقتی می خواد مطالعه کنه ، می ره تو جکوزی شخصیش …
حقیقت : سرگرمی اصلیش کشیدن موی خواهر کوچیکشه که گریه اش بندازه و خودش بخنده ! گاه گاهی هم بادوستای قشنگش ، می ره کافی نت ، تا این توهمات رو تحویل پسرای لیستش بده !!
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
۵ . رو لباس خیلی حساسه !! سفارش می ده داییش که سوییسه ، براش بهترین هارو بفرسته . امکان نداره حتی لباس زیرش ایرونی باشه ! یه لنگه ی جورابش کلی قیمتشه!!
حقیقت : پسر خالش بعد از خدمت مقدس سربازی ، شلوارش رو داده بهش ، از حراجی هم Converse خریده ۱۴ هزارتومن ! دیگه ؟ … با یه تی شرت میکی ماوس و … مانتوشم از این مانتو فقط ۸۰۰۰ تومن خریده !
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
۶ . چندین عمل زیبایی انجام داده ! فک و صورت ، بینی ، سینه ، لنگ و پاچه ، …
حقیقت : عمل آپاندیس ، یه بارم دستش در رفته ، مامان بزرگش جا انداخته براش !!
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
۷ . بس که پسرا بهش پیشنهاد می دن و این موضوع اذیتش می کنه … بیشتر وقتا خونه است و توسینمای خانگی شخصیش ، فیلم های 2010 رو نیگاه می کنه و حتی ۲۰11 !!!
حقیقت : آنتن تلویزیونشون خراب شده ، ماه بعد درستش می کنن ، فقط شبکه ۴ رو می گیره ! اینم می شینه تماشا می کنه .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
۸ . تو مهمونی های متعدد خونوادگی ، همش براش خواستگار پیدا می شه ، مامانش خسته شده بس که جواب رد به مامان پسرای فامیل و دوستا و آشناها داده !!
حقیقت : مامانش از ترس اینکه هیچ وقت خواستگاری برا دخترش پیدا نمی شه ، مرض عصبی گرفته!
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
۹ . قرار بود جای نیکی کریمی ، تو فیلم زن ها فرشته اند از این استفاده بشه ! بخاطرموقعیت باباش ، که تو ایران مطرحه کارخونشون ، رد کرد !
حقیقت : تو تئاتر مدرسه شون بازی می کرد ، که از گروه اخراج شد !!
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
۱۰ . تو مهمونی که محمدرضا گلزار رو گرفتن ، اینم بود !!! ولی نه اینکه … باباش کلفته ! کاریش نداشتن !
حقیقت : تو عمرش یه بار با پسر رقصیده ، اونم عروسی فامیلشون، با پسرخالش !
یه مشت شوخی بی مزه..............................
در این قسمت از سایت تفریحی.کام گلچینی از جملات جالب و خنده دار که در شبکه های اجتماعی بود را برای شما جمع آوری کرده ایم .
۱- بابام اسمس فرستاده: هلو، ساعت هفت دم در حاضر باش میام دنبالت! منم فکر کردم ازش آتو گرفتم، جو گرفتتم و جواب دادم: باشه شفتالوی من، مانتو خوشگلمو می پوشم میام عجیجم! بعد بابام جوابداد: هلو یعنی سلام! آخه تو کی می خوای آدم شی؟ من چه گناهی کردم که تو پسرمی؟!
۲- امروز صبح یه مشکل بانکی برام پیش اومده بود رفتم بانک، مسئولش کمتر از سه دقیقه کارم رو انجام داد. حس کردم زیادی زود تموم شده می خواستم بهش بگم خب از خودت بگو، دیگه چه خبرا؟!
۳- با کسی که به جای مرسی می گه «میسی ی ی» باید در جا قطع رابطه کرد چون تا بیای براش توضیح بدی که نگو «میسی ی ی» بهت می گه «چلااااا؟»
۴- این کانون آموزشی کنکور دیگه کم مونده اینو تبلیغ کنه: به نام خدا مسی هستم بهترین بازیکن جهان، از سال سوم دبیرستان عضوکانون … بودم!
۵- یک عدد بین ۱۰ تا ۲۰ انتخاب کنید. اون عدد رو با ۳۲ جمع کنید. حاصل رو ضرب در دو کنید. حاصل رو منهای یک کنید. حالا چشماتونو پنج ثانیه ببندید … همه جا تاریک شد! درسته؟! ما اینیم دیگه!
۶- یه بار رفتم خونه یه بنده خدایی ویندوز عوض کنم طرف بهم گفت اگه میشه مای کامپیوتر رو هم نصب کنید! گفتم اونجوری هزینتون بیشتر میشه ها! گفت: چاره ای نیس۱ هیچی دیگه، پول تک تک آیکونا رو جداگونه ازش گرفتم یه همچین آدم بی وجدانی هستم من!
۷- وقتی دستشویی داری، هم سرعت اینترنت بالاتر می ره هم مطالبش جالب تر میشه!
۸- پشت یه ماشین نوشته بود سبقت می گیری بگیر ولی دیگه قیافه نگیر!
۹- یکی از تفریحات دکتر شریعتی و انیشتین و حسین پناهی و خسرو شکیبایی تو اون دنیا اینه که … هر روز فیس بوک رو چک کنن ببین تازگی ها جمله باحال چی گفتن!
۱۰- جهان سوم جایی است که کنجد روی نان سنگک آپشن محسوب می شود.
۱۱- گذر ایام برای هر کی بکام باشه برای من هاشم بیک زاده است!
۱۲- طریقه معذرت خواهی خانوما: ببخشید، ولی تقصیر خودت بود.
۱۳- قبلنا قهر کردن و کات کردن و اینا آسون تر بود. الان باید صد جا طرفو بلاک کنی (فیس بوک، توییتر، پلاس، وایبر، whats app، وی چت، BBM، لاین …) هفت خوان رستمه اصلا!
۱۴- کلِ عمرمون دپرسیم ولی تو اعلامیه مون می زنن شادروان
۱۵- نمک خوردی؟ نوش جونت نمکدون شکستی؟ دمت گرم ولی دیگه بقیشو رو زخممون نپاش دستت طلا!
۱۶- فرق روزای خوب و بد زندگی اینه که روزای بد رو همون موقع می فهمی روزای بدن اما روزای خوبو نمی فهمی. بعدا که گذشت خاطره شد می فهمی روزای خوب بوده.
۱۷- دقت کردین این تیکه دستمال توالت حد وسط نداره؟ یه دونش کمه، دوتاش زیاد!
۱۸- خواسته ها و آرزوهای من دارن لخت می گردن هنوز نتونستم بهشون جامه عمل بپوشونم!
۱۹- از وقتی تحریم ها رو برداشتن، پوستم شفاف تر شده و ریزش موهام هم کمتر شده!
۲۰- یه آهنگ سنتی دارم گوش می دم هفت دقیقه س هیچی نگفته!
۲۱- اینقدی که فردوسی پور از دیدن مالدینی ذوق کرده بود، تماشاچیا نکرده بودن.
۲۲- من با استعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقتا به دست هام نگاه می کنم و فکر می کنم که می توانستم پیانیست بزرگی شوم یا یک چیز دیگر ولی دست هایم چه کار کرده اند؟ خارانده اند. چک نوشته اند. بند کفش بسته اند. سیفون کشیده اند و غیره … دست هایم را حرام کردم همینطور ذهنم را.
۲۳- «لبای خودشه یا پروستات کرده؟!» سوال مامان بزرگم به محض دیدن عکسِ آنجلینا جولی!
۲۴- جامعه جهانی هنر با مرگ پل واکر عزادار شد، با دستگیری تتلو دیگه کمرش شکست!
۲۵- فیلم عروسی تنها مشکلی که داره اینه که باید به بچه ات توضیح بدی چرا تو عروسی نیست!
۲۶- هم عاشقتم، هم ازت متنفرم. میانگین که بگیری می بینی برام مهم نیستی!
۲۷- وقتی بچه بودم و یه چیزی می خواستم و پول نداشتیم بخریم بهم می گفتن: به بابات نگاه کن، اون بیچاره یه نفره انگار که باباهای مردم سه نفر بودن! خلاصه هیچ وقت جدی جوابگو نبودن.
۲۸- سر کلاس بودیم یکی از پسرا خوابیده بود یهو استاد اومد زد رو شونش گفت خوابی؟ پسره پرید هول شد گفت نه آقا دراز کشیده بودیم! هیچی دیگه همه داشتن صندلی ها رو گاز می زدن.
۲۹- با فک و فامیل نشستیم اسم فامیل بازی کردیم دائیم برای میوه با «ی» نوشته یه کیلو خیار.
۳۰- کاش مثل کارتونا گوشه چشم آدم های پلید برق می زد.
۳۱- سقف آرزوهای ما کف آرزوهای دیگری است. دنیا به طور ناجوانمردانه ای آپارتمان است.
۳۲- یه بار استامینوفن خوردم، ازم پرسید: الان دقیقا کجات درد می کنه که منو خوردی؟ اومدم بگم سرم! یادم اومد قرصا که حرف نمی زنن، فهمیدم اشتباهی ترامادول خوردم!
۳۳- یه دوره ای اینقدر وضع خراب بود که به آی دی کالر می گفتن مزاحم یاب.
۳۴- ملت تو خونه شون میز بیلیارد و تردمیل و سونا و جکوزی دارن، اونوخت ما تنها امکانات ورزشی مون یک میله بارفیکس بود که اونم مامانم زده تو کمد روش لباس آویزون می کنه.
مطالب طنز و جوک های خفن و باحال جدید


مطالب طنز و جوک های خفن و باحال جدید
ﺍﺯ ﺍﻻﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﻭﺑﻮﺳﯽ ﻋﯿﺪ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﮔﺮﻓﺘﻢ |:………….ﮐﻪ ۲ ﺑﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻮﺱ ﮐﻨﻢ
ﯾﺎ ۳ ﺑﺎﺭ !!ﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺨﺘﯿﻪﯾﻬﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺳﻪﺗﺎ ﺑﻮﺱ ﮐﻨﯽﻃﺮﻓﻮ ،
ﺍﻭﻥ ﺩﻭﺗﺎ ﺑﻮﺱ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺟﺎ ﺧﺎلی ﻣﯿﺪﻩﻭﺳﻂ ﺟﻤﻊ ضایع ﻣﯿﺸﯽ
****************************
ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻤﻪ ﺁﻫﻦ ﭘﺮﺳﺘﻨﺎ !
.
.
.
.
.
.
ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺩﻭﻣﺎﻩ ﯾﻪ ﻣﯿﻞ ﮔﺮﺩ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻫﺎﻡ
ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺸﺪﻩ
مشکل کجاس،بنظر شما؟؟؟!
****************************
دیروز یه تبلیغات دیدم لهم کرد. . . . . . . . .
((((روغن مار صد در صدد گیاهی)))
ینى واقعأ مشکل ما فرار مغز هاس؟؟
****************************
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﯾﮏ ﻣﺎﺩﺭ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﺯﻣﺎﻥ ﺻﺮﻑ
ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺵ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺯﺩ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ۲۰ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﺮ
ﻣﯿﮑﻨﺪ؟
****************************
هیچوقت یادم نمیره یه بار معلممون یکی رو گرفت مث الاغ زد از کلاس انداخت
بیرون بعدش پشیمون شد گفت آخه بچهها شما چرا منو اذیت میکنید که
مجبور بشم بزنمتون؟ شما مث بچهی خودم میمونید؛ حالا برید اون دوستتون
رو که زدمش صدا کنید بیاد تو…
پسره اومد تو، معلم بهش گفت چرا آخه اذیت میکنی؟ چرا کاری میکنی
که مجبور بشم بزنمت؟ چرا آخه؟ ها؟ چرا آخه؟ یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن،
پسره سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد…
****************************
بهترین راه حل سحر خیزی :
شب سه لیوان آب بخور و بخواب
مثانه شما رو رأس ساعت ۵ صبح بیدار میکنه :))
****************************
سر صبحی یه دختره پی ام داده :
سالگرد addمون مبارک :|||
ناموسن ببین چجوری میخوان خودشونو بچسبوننا!
****************************
نحوه پسته خوردن ایرونی جماعت :
همزمان یکی در دهان ، یکی در دست دیگری ، و دیگری هم تحت نظر
****************************
دخترا بعد حمام …
مامااااااان حوله…سشوار….کرم دست….مام…..کرم صورت….لوسیون …..عطر …..لطفا!!
اما پسرا
.
.ننه شورتم کو ………
…..
۱۰ دقیقه بعد …
ننه شورتمو کجا گذاشتی..
۳۰ دقیقه بعد ..
نمیخواد همون قبلی رو برعکس پوشیدم!!
****************************
رفته بودیم خواستگاری
خلاصه پرسیدن:
ﺁﻗﺎ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﭼﯽ ﮐﺎﺭﻩﺍﻥ؟
.
.
.
..
.
داییم جواب داد:
+ ﮐﺎﺭﺁﻓﺮﯾﻦ ﻫﺴﺘﻦ !
– ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟
+ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻘﯿﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻦ، ﺍﯾﺸﻮﻥ ﻣﯽﮔﻦ ﺁﻓﺮﯾن
هیچی دیگه بقیه جلسه خواستگاری رو نمیتونم تعریف کنم :”)
****************************
دخترا بعد از امتحان:
بچه ها x رو چند به دست آوردید؟
نازی:۲۳٫۵
گلی:۲۳٫۵
مهناز:۲۳٫۵۴
پسرا بعد امتحان:
بچه ها x رو چند به دست آوردید؟
علی:۵۷۴
مهرداد:۰٫۲۹
سامان:۱۳۸
کاوه:مگه x هم داشتیم؟؟؟
****************************
ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﮐﻠﯿﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﺁﺭﻩ ﺧﺐ !
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﮐﻠﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻥ ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻬﻠﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻮﺩ
منبع:http://www.parsnaz.ir/












